احمد مجد الاسلام كرمانى
21
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
باشد ، در موضوع مطلب ما تفاوت نميكند از اين جهت ما هم باختصارش كوشيديم و انعقاد مجلس ملى ايران خارج از اين ترتيب عقلى طبيعى شد . خواستههاى مردم توضيح آنكه مردم ايران وقتى مشروطه گرفتند كه از هزار نفر يك نفر معنى مشروطه را نميدانست و هرگز خودش را محتاج به دانستن معنى مشروطه نديده بود ، كه در مقام تحصيل آن برآيد و بالاخره نه ميدانستند نه ميخواستند يا بالعكس نه ميخواستند نه ميدانستند و مسلم است كسى كه نه بخواهد و نه بداند نميتواند . اما شرح و توضيح مطلب در جلد اول و دوم مفصلا نگاشته شد و خلاصهاش آنكه جمعى براى عزل عين الدوله و جماعتى براى عزل « مسيو نوز » بعضى براى وصول قبوض خزينه كه از مشير السلطنه در دست داشتند ، و بعضى ديگر بخيالات ديگر بلوائى كردند عين الدوله هم ندانسته فشارى سخت به آنها داد و جماعتى از علماء مملكت را تبعيد نمود هواخواهان آنها و ساير مردم براى انجام مقاصد مكنونه خود بسفارت رفتند ، سفارت از توسط در امور جزئيه مختلفه آنها امتناع نمود و خارج از وظايف خودش دانست كه در امور داخله آن هم مسائل جزئيه مداخله نمايد و صريحا بمتحصنين گفت : « مداخله در اين مطالب خارج از تكاليف من است ولى اگر بتوانيد يك مقصد عمومى اتخاذ بكنيد شايد من بتوانم اقدام نمايم » متحصنين مبهوت بودند كه چه مسلكى پيدا كنند كه عموميت داشته باشد ، چند نفرى امثال بنده كه از سابق در اين نقشه كار ميكرديم و در حضرت عبد العظيم مقصد خود را بعنوان « تأسيس عدالتخانه » بآقايان حالى كرديم در اين موقع عنوان مجلس ملى را بمردم ياد دادند و اينطور حالى كردند كه اگر مجلس ملى داشته باشيد تمام مقاصد مختلفه در طى آن اصلاح مىشود ، صرافها يقين كردند